مرغم

لغت نامه دهخدا

مرغم. [ م َ غ َ / م َ غ ِ] ( ع اِ ) بینی. ( منتهی الارب ). انف. ( اقرب الموارد ).
مرغم. [ م ُ غ ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی است از مصدر ارغام. رجوع به ارغام شود. || آنکه بینی کسی را به خاک میمالد. ( ناظم الاطباء ).
مرغم. [ م ُ غ َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ارغام. رجوع به ارغام شود. || آنکه بینی وی بر خاک مالیده شده باشد. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مرغم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلک گفتا من یکی مرغم که بر سیم سپید رازها پیدا کنم چون‌ بارم از منقار قار

💡 «‌من آن مرغم و این جهان کوه من‌» «‌چو مردم جهان را چه اندوه من‌»

💡 تا چه مرغم که مرا هر که ببیند گوید بنگر این پشّه که در جام شراب افتادست

💡 من آن فسرده‌دل و سر به زیر پر مرغم که آشیان مرا دید پر عقاب انداخت

💡 تنگدل مرغم گرم بر باب‌زن کردی فلک بر من آتش رحم کردی، باب زن بگریستی

💡 بی‌گنه کردی چو مرغم بسمل و با این همه بر سر پا بازم از بهر غرامت می‌کنی

ادریان یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز