مرصعینه

لغت نامه دهخدا

مرصعینه. [ م ُرَص ْ ص َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) جواهر نشانیده شده و ترصیع شده. ( ناظم الاطباء ). مرصع. و رجوع به مرصع شود.

جمله سازی با مرصعینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هدیه ییست که ترک مرصعینه کمر شراب لعل ز پیمانه ی بلور دهد

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز