لغت نامه دهخدا
مرزنشینی. [ م َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) سکونت درمناطق مرزی. سکونت در اطراف و نواحی سرحدی مملکت.
مرزنشینی. [ م َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) سکونت درمناطق مرزی. سکونت در اطراف و نواحی سرحدی مملکت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی داداشی در نخستین نطق خود در تیرماه ۹۵ خواستار حل مشکل بیکاری جوانان، پرداخت حق مرزنشینی به فرهنگیان آموزش و پرورش آستارا، رفع مشکلات موجود در گمرک آستارا و نهایتاً در خطاب به وزیر راه خواستار حضور دوباره دارندگان مدرک کارشناسی ناپیوسته در سازمان نظام مهندسی شد که سبب بیکاری ۵۰۰۰ جوان تحصیل کرده شدهاست.
💡 جیک چمبرز (تام تیلور) یک جوان یازده ساله ماجراجو و جستجوگر است. در حین این جستجوها او سرنخی را از یکی دیگر از ابعاد جهان به نام (میدورلد) کشف میکند. پس از کشف این راز او وارد سفری به این بعد میشود. جایی که با شوالیه تنهای مرزنشینی به نام رولاند دسچین (ادریس البا) برخورد میکند. شوالیه در پی رسیدن به برج تاریک است. جاییکه در آخر دنیا واقع شده است. او میخواهد در فضازمان سفر کند و میدورلد را از انقراض نجات دهد؛ ولی او در این مسیر با هیولاهای مختلف و ساحر شروری به نام والتر پدیک (متیو مک کانهی) برخورد میکند و تا پایان این مسیر با مشکلات زیادی مواجه است.