لغت نامه دهخدا
مردم افکن. [ م َ دُ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) مردم کش. آدمکش. قهار. زورمند.
حذر ازپیروی نفس که در راه خدا
مردم افکن تر از این غول بیابانی نیست.سعدی.به مردمی که دل دردمند حافظ را
مزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم.حافظ.
مردم افکن. [ م َ دُ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) مردم کش. آدمکش. قهار. زورمند.
حذر ازپیروی نفس که در راه خدا
مردم افکن تر از این غول بیابانی نیست.سعدی.به مردمی که دل دردمند حافظ را
مزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم.حافظ.
مردم کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه حالتی است به چشمان مردم افکن تو که تا نظر به من افکنده دردمند شدم
💡 حذر از پیروی نفس که در راه خدا مردم افکن تر از این غول بیابانی نیست
💡 گر به دام حیلهٔ مردم فتادهایم ایام هم، چو وقت رسد، مردم افکن است