لغت نامه دهخدا
مرباخوری. [ م ُ رَب ْ باخوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرف مربا. ظرف خاص برای مربا.کاسه کوچکتر از ماست خوری. ( از یادداشتهای مؤلف ). || قاشق مرباخوری؛ قاشقی بزرگتر از چایخوری و کوچکتر از سوپ خوری و آش خوری. ( یادداشت مؤلف ).
مرباخوری. [ م ُ رَب ْ باخوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرف مربا. ظرف خاص برای مربا.کاسه کوچکتر از ماست خوری. ( از یادداشتهای مؤلف ). || قاشق مرباخوری؛ قاشقی بزرگتر از چایخوری و کوچکتر از سوپ خوری و آش خوری. ( یادداشت مؤلف ).
ظرف مربا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دم کرده: یک قاشق مربا خوری از گیاه خشک را در یک لیوان آب جوش ریخته و برای مدت ۱۰ دقیقه دم کنید.
💡 سه قاشق مربا خوری (۱۵ گرم) گرد پر کلرین را به یک بطری با حجم یک لیتر آب اضافه نمایید رنگ بطری تیره باشد و مخلوط نمایید به محلول بوجود آمده از یک لیتر آب و ۱۵ گرم گرد پر کلرین محلول مادر میگویند. و سپس هفت قطره از این محلول (محلول مادر) را به یک لیتر آب اضافه نموده و بهم بزنید. پس از نیم ساعت با اطمینان خاطر مصرف کنید.