لغت نامه دهخدا
محلا. [ م ُ ح َل ْ لا ] ( ع اِ ) قطعه کوچکی از گوشت کباب شده که بر آن آب لیمو افشانده باشند. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). || بادنجان بریان کرده. مخلا. ( ناظم الاطباء ).
محلا. [ م ُ ح َل ْ لا ] ( ع اِ ) قطعه کوچکی از گوشت کباب شده که بر آن آب لیمو افشانده باشند. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). || بادنجان بریان کرده. مخلا. ( ناظم الاطباء ).
اسم: محلا (دختر) (عربی) (تلفظ: mohallā) (فارسی: محَلّا) (انگلیسی: mohalla)
معنی: آراسته، مزین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حال یا وصف حالیت، صفتی فضله که حالت و هیئت صاحبش (ذوالحال) را بیان میکند. این وصف محلا منصوب بوده و در ادبیات عرب کاربرد بسیاری دارد.
💡 بزغم ما محلا است اینکه محروم کسی گردد ز جای گنج معلوم