لغت نامه دهخدا
محاظی. [ م َ ظی ی ] ( ع اِ ) ج ِ محظیة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محظیة شود.
محاظی. [ م َ ظی ی ] ( ع اِ ) ج ِ محظیة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محظیة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طول زیاد شمارهٔ دنباله به عنوان محاظی در برابر حملاتی همچون "حملات کور همچون تزریق شروع دی سی سی پی در داخل یک ارتباط.