مجنس
متضادها
خالص، یکدست، متمایز
لغت نامه دهخدا
مجنس. [ م ُ ج َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) جنس به جنس فراهم آورنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کسی که مرتب می کندو کسی که همجنس و مشابه هم می کند. ( ناظم الاطباء ).
مجنس. [ م ُ ج َن ْ ن َ ] ( ع ص ) مرکب از اجناس مختلف. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جمله سازی با مجنس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشکل صد کسر را در یک مجنس حل کند مرتبه «یعطی ولا» در یک نظر یکسان کند
💡 خاموش نظم و قافیه را ما از این سپس از رشک غیر جنس مجنس نمیکنیم