لغت نامه دهخدا
گنبد زرنگار. [ گُم ْ ب َ دِ زَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) آسمان. ( مجموعه مترادفات ص 10 ):
نگه کن بر این گنبد زرنگار
که سقفش بود بی ستون استوار.سعدی.
گنبد زرنگار. [ گُم ْ ب َ دِ زَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) آسمان. ( مجموعه مترادفات ص 10 ):
نگه کن بر این گنبد زرنگار
که سقفش بود بی ستون استوار.سعدی.
آسمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآورد سی گنبد زرنگار همان بیست ایوان گوهر نگار