گل خون. [گ ِ ] ( اِ مرکب ) رجوع به گل مختوم شود. ( آنندراج ).
گل خون. [ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در 15هزارگزی جنوب خاوری شیراز و 2هزارگزی راه فرعی شیراز به خرچول. هوای آن معتدل و دارای 275 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و صیفی است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز
گل خون، سوسن سرخ ( نام علمی: Scadoxus multiflorus ) نام یک گونه از تیره نرگسیان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لاله و گل خون کنند بر سر هر شبنمی گر به گلستان بری روی عرقناک را
💡 ای فدایت جان من دور از بهار جلوه ات خشک شد مانند گل خون در سراپای تنم
💡 چاک زد باد صبا پیرهن پاره ی گل خون شد از زاری بلبل دل بیچاره ی گل
💡 در گلشنی که دود بجوشد ز رنگ گل خون فسرده از رگ فواره می رود
💡 نخورده ام به دل شبنمی درین گلشن چو خون لاله و گل خون من چرا هدرست؟
💡 به هر چمن که رسیدم ز خارِ مژگانم ز رشکِ بلبل و گل خون ز چشم بگشادم