گل خد

لغت نامه دهخدا

گل خد. [ گ ُ خ َدد / خ َ ] ( ص مرکب ) گلگونه. آنکه رخسار او در لطافت گل را ماند. گل چهره:
غزلسرای شدم بر شکرلبی گل خد
بنفشه زلفی ونسرین بری صنوبرقد.سوزنی.بعاشقی دل وچشم مرا چو شکر و گل
به آب و آتش داد آن شکرلب گل خد.سوزنی.

فرهنگ فارسی

آنکه چهره اش در لطافت مانند گل است گل چهره: غزلسرای شدم بر شکر لبی گل خد بنفشه زلفی و نسرین بری صنوبر قد. ( سوزنی )

جمله سازی با گل خد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از تربیتت سرو قدی آمده گل خد در طرف چمن چون نگری سرو چمان را

قرون وسطی یعنی چه؟
قرون وسطی یعنی چه؟
منحرف یعنی چه؟
منحرف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز