گستاخ چشم

مترادف‌ها

بی‌چشم و رو، بی‌حیا، وقیح

متضادها

باادب، مؤدب

لغت نامه دهخدا

گستاخ چشم. [ گ ُ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه از چشمهای او غضب و غصه ظاهر باشد و هر که آن چشم را ملاحظه نماید هیبتی در دلش جای کند یا آنکه از هیچ مهلکه و آفتی چشم خودرا بر هم نزند و نپوشد، بلکه چهار چشم باشد و این دلیل کمال تهور و بیباکی است. ( آنندراج ):
غضبناک و خونریز و گستاخ چشم
خدای آفریدش ز بیداد و خشم.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه از چشمهای وی غضب نمایان باشد و هر که آنها را بیند هیبتی در دلش جای کند: غضبناک و خونریز و گستاخ چشم خدای آفریدش زبیداد و خشم. ( نظامی ) ۲ - آنکه از هیچ مهلکه و خطری چشم خود را بر هم نزند و نپوشد و این دلیل کمال تهور است.

جمله سازی با گستاخ چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صائب حیا ز دیده نرگس به وام گیر گستاخ چشم باز به روی چمن مکن

💡 غضنباک و خونریز و گستاخ چشم خدای آفریدش ز بیداد و خشم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران