گزارش پذیر
مترادفها
گزارششدنی، قابل گزارش
متضادها
گزارشناپذیر
لغت نامه دهخدا
گزارش پذیر. [ گ ُ رِ پ َ ] ( نف مرکب ) لایق ادا کردن. ( آنندراج ):
گزارای نقش گزارش پذیر
که نقش از گزارش ندارد گزیر.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پذیرنده و لایق گزارش: گزارای نقش گزارش پذیر که نقش از گزارش ندارد گزیر. ( نظامی )