لغت نامه دهخدا
رغبت پذیر. [ رَ / رِ ب َ پ َ ] ( نف مرکب ) رغبت پذیرنده. || ( ن مف مرکب ) مورد میل و رغبت. که میل و رغبت آدمی آن را بپذیرد:
نگفت آنچه رغبت پذیرش نبود
همان گفت کز وی گزیرش نبود.نظامی.
رغبت پذیر. [ رَ / رِ ب َ پ َ ] ( نف مرکب ) رغبت پذیرنده. || ( ن مف مرکب ) مورد میل و رغبت. که میل و رغبت آدمی آن را بپذیرد:
نگفت آنچه رغبت پذیرش نبود
همان گفت کز وی گزیرش نبود.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كسى كه نسبت به دنيا بى رغبت باشد، نفسش را آزاد، پروردگارش را راضى ساخته است؛ من زهد فى الدنيا اءعنق نفسه و اءرضى ربه. (651)
💡 به کام خضر آب زندگی را تلخ می سازم به رغبت بس که می بوسم لب پیمانه خود را
💡 گریبان چاک سازد چون می پرزور مینا را به خون هر که رغبت غمزه خونخوار او دارد
💡 - ((آن كه از روى ميل و رضا داخل اسلام مى شود بسى اشراف است از آن كه از ترس وارداسلام شده است. اين اعراب منافق از ترس مسلمان شدند، ولى ايرانيان باميل و رغبت مسلمان شدند(47).
💡 ازخط و زلف نکویان دیده رغبت بپوش از دل بیدار، این خواب پریشان دیده گیر
💡 كمتر در مجالس مذهبى شركت مى كنند، سبب مى شود كه اينها از ابتدا رغبت پيدا نكنند ولىاين براى شما وظيفه است.