لغت نامه دهخدا
گرگیج. [ گ ِ ] ( اِخ ) نام شهری است از شهرهای عالم و عربان شهر را مدینه خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). چنین نامی در کتب جغرافیایی یافته نشد ظاهراً مصحف «گرگنج » = «گرگانج » است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
گرگیج. [ گ ِ ] ( اِخ ) نام شهری است از شهرهای عالم و عربان شهر را مدینه خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). چنین نامی در کتب جغرافیایی یافته نشد ظاهراً مصحف «گرگنج » = «گرگانج » است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
💡 اولین نمایندگان دزآپ در مجلس موسسان در سال ۱۳۰۳ ملک محمد خان گرگیج بلوچ و ملک شاه جهان خان کرد بلوچ بودند.
💡 خیروزهی (شناخته شده نیز به عنوان ابراهیم زهی) یکی از طوایف تاریخی بلوچ از دودمان گرگیج است.