گرمند

لغت نامه دهخدا

گرمند. [ گ َ م َ ] ( اِ ) عجله. ( شعوری ج 2 ص 294 ). || جلد و شتاب. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) عجول. ( شعوری ج 2 ص 294 ). چالاک و تند. ( ناظم الاطباء ):
مکن بروعده از وصل تو مغبون
نمی بینی چه گرمند است گردون.استاد لطیفی ( از شعوری ).|| آماده. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با گرمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل در جهان مبند که مردان روزگار مردان مرد با دل گرمند و آه سرد

💡 همه چون شعله خون گرمند و مغرور چو بوی گل همه رسوا و مستور

💡 چنان گرمند در منزل بریدن کزین جنبش ندانند آرمیدن

💡 چنان گرمند در عصیان که دوزخ غم بیکاری شیطان ندارد

💡 در عشق تو دلها همه چون آتش گرمند دل گرم تر از من دگری هست؟ بگویید

💡 چنان به راه تو گرمند رهروان که مگر فراز بارگی جم چو جم سوارانند