کژیم
لغت نامه دهخدا
کژیم. [ ک َ ] ( اِ ) کجیم. کژی. کجین.به معنی برگستوان باشد و آن پوششی است که درون آن رابجای پنبه ابریشم کژ پر کنند و بخیه زنند و در روزهای جنگ پوشند و بر اسب هم پوشانند. ( برهان ). کجیم است که پوشند و بر اسب نیز کشند و برگستوان گویند. کجین. کژین. ( آنندراج ). رجوع به کجین و برگستوان شود.
جمله سازی با کژیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر کژیم منگر وین راست سخن بین تیر است حدیث من و من همچو کمانم
💡 همچون کمان کژیم که زه در گلوی ماست چون راست آمدیم چو تیر از کمان رویم
💡 گرچه که ما هم کژیم در صفت جسم خویش بر سر منشور عشق جسمِ چو طغرای ماست