کرگاه

لغت نامه دهخدا

کرگاه. [ ک َ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش ویسیان شهرستان خرم آباد است و محدود است از شمال به خرم آباد واز جنوب به دهستان کشور بخش پاپی و از خاور به بخش پاپی و از باختر به بخش ملاوی. قسمتی از این دهستان کوهستانی و قسمتی جلگه و هوای آن معتدل است. از 39 ده بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و جمعیت آن 11هزار تن می باشد. قرای مهم آن عبارتند از: بدرآباد، ده باقر، ماسور، سلا و دره نصب. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

یکی از دهستانهای بخش ویسیان شهرستان خرم آباد واقع در جنوب خاوری بخش کوهستانی و معتدل دارای ۳۹ آبادی و ۱۱٠٠٠ تن سکنه.

جمله سازی با کرگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان کرگاه غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۴۸۵ نفر (۲۹۲خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان کرگاه شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۴۰ نفر (۱۸۴خانوار) بوده است.

💡 تپه بلیلوند در شهرستان خرم‌آباد، بخش مرکز ی، دهستان کرگاه شرقی، روستای بلیلوند واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۱۵۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه خارزارآبی مربوط به عصر مس است و در شهرستان خرم‌آباد، بخش مرکزی، دهستان کرگاه شرقی، روستای خارزار آبی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۱۸۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه دیناروند سفلی در شهرستان خرم‌آباد، بخش مرکزی، دهستان کرگاه شرقی، ر وستای دیناروند سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۱۳۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 این روستا در دهستان کرگاه شرقی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۳۹۱ نفر (۱۲۰ خانوار) بوده‌است.