کروش

لغت نامه دهخدا

کروش. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کِرش و کَرِش. ( اقرب الموارد ). بمعنی شکنبه ستور نشخوارزننده چون معده مردم را. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به کرش شود.
کروش. [ ک ُ ] ( ع اِ ) شکنبه را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).
کروش. [ ک ُ ] ( اِ ) قسمی مروارید. لؤلؤ. ( الجماهر بیرونی ).

فرهنگ فارسی

قسمی مروارید.لوئ لوئ

دانشنامه عمومی

کروش ( به لهستانی: Krusz ) یک روستا در لهستان است که در گمینا گلینویتسک واقع شده است. کروش ۸۰ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با کروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۹۲۳، خسروبیگ مهاجرت کرد. وی در ترکیه، ایران، فرانسه و آلمان اقامت گزید. هنگامی که در آلمان به سر می‌برد، به عنوان استاد در دانشگاه پزشکی این کروش درس می‌داده‌است. در سال ۱۹۳۶، به ترکیه بازگشت و در شهر ترابزون سکونت یافت.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز