کرسی گر
لغت نامه دهخدا
کرسی گر. [ ک ُ گ َ ] ( ص مرکب ) کرسی ساز که به کرسی و صنعت آن پردازد:
گر به گاه و تخت و کرسی غره خواهی گشت خیز
سجده کن کرسی گران را در نگارستان چین.کسائی مروزی.
فرهنگ فارسی
کرسی ساز که به کرسی و صنعت آن پردازد.
جمله سازی با کرسی گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نصب و رفعش چو عرش و چون کرسی گر تو از مرشد خرد پرسی