کاموس گیر

لغت نامه دهخدا

کاموس گیر. ( نف مرکب ) گیرنده کاموس کشانی پادشاه سنجاب:
کمندافکن آن گرد کاموس گیر
که گاهی کمند افکند گاه تیر.فردوسی.و رجوع به ولف و کاموس در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

گیرنده کاموس

جمله سازی با کاموس گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجا رفت آن مرد کاموس گیر که گاهی کمند افگند گاه تیر

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز