لغت نامه دهخدا
چمن طبع. [ چ َ م َ طَ ] ( ص مرکب )کنایه از کسی که طبعش بسیار رنگین بود. ( آنندراج ). متلون المزاج. || بی قرار. ( ناظم الاطباء ).
چمن طبع. [ چ َ م َ طَ ] ( ص مرکب )کنایه از کسی که طبعش بسیار رنگین بود. ( آنندراج ). متلون المزاج. || بی قرار. ( ناظم الاطباء ).
کنایه از کسی که طبعش بسیار رنگین بود. متلون المزاج. یا بی قرار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببین که از چمن طبع من بمجلس تو چگونه گشت ز دنبال هم روان نرگس
💡 خیمه قدر تو را، فلکه ز سقف فلک است چمن طبع تو را زهره به جای زهرست
💡 ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس که از خزان گلشن شور نغمهخوانی نیست
💡 ای گل بیا و از چمن طبع شهریار بشنو ترانهٔ غزل جاودانیام