چشم سفیدی

لغت نامه دهخدا

چشم سفیدی. [ چ َ / چ ِ س َ / س ِ ] ( حامص مرکب ) گستاخی و بی شرمی و بی حیایی. وقاحت و پررویی. || لجاجت وحرف نشنوی. رجوع به چشم سفید و چشم سفیدی کردن شود.

فرهنگ فارسی

۱ - گستاخی بی شرمی. ۲ - لجاجت حرف نشنوی.

جمله سازی با چشم سفیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتح بابی آخر از چاک دلم‌ گل‌کردنی‌ست سایهٔ چشم سفیدی هست بر کنعان صبح