لغت نامه دهخدا
چرب شدن. [چ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پرروغن شدن. باروغن شدن. روغندار شدن. || زیاد شدن. اضافه شدن. فزون شدن. بیشتر شدن وزن چیزی. || روغن آلود شدن جائی یا چیزی. ناپاک و کثیف شدن. بچربی آلوده شدن. || چاق و فربه شدن. پیه دار و چربی دار شدن.
چرب شدن. [چ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پرروغن شدن. باروغن شدن. روغندار شدن. || زیاد شدن. اضافه شدن. فزون شدن. بیشتر شدن وزن چیزی. || روغن آلود شدن جائی یا چیزی. ناپاک و کثیف شدن. بچربی آلوده شدن. || چاق و فربه شدن. پیه دار و چربی دار شدن.
پر روغن شدن. با روغن شدن یا زیاد شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چاقی (افزایش وزن)، پرمویی صورت، کوچک شدن پستان، چرب شدن پوست، گرگرفتگی، خشکی و سوزش، تغییر خلق، آکنه، کاهش پلاکت خون، افسردگی و درد عضلانی در برخی بیماران دیده میشود.