لغت نامه دهخدا
پیغام رسان. [ پ َ / پ ِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) که پیغام رساند. که ادای رسالت کند. که پیغام گزارد:
پیغام رسان او دگر بار
آورد پیام ناسزاوار.نظامی.
پیغام رسان. [ پ َ / پ ِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) که پیغام رساند. که ادای رسالت کند. که پیغام گزارد:
پیغام رسان او دگر بار
آورد پیام ناسزاوار.نظامی.
پیام رسان، آن که پیغام برساند، پیغام رساننده.
( صفت ) آنکه پیغام رساند کسی که ادای رسالت کند: پیغام رسان او دگر بار آورد پیام ناسزاوار. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیتحفه نبرد اگرچه زین خسته نهاد پیغام رسان رقعه به ان بحر و داد
💡 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ ای شما که ایمان آوردهاید و پیغام رسان براست داشتید و پیغام مرا بجان و دل پذیرفتید، دشمن ما و دشمن خود را بدوست مگیرید. هیچ دشمن شما را مه از نفس امّاره نیست، زینهار تا از او ایمن نباشید و پیوسته از او بر حذر باشید. مصطفی (ص) گفت: «اعدا عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک»