واژه «پشتگوژ» یا «گوژپشت» در زبان فارسی به فردی گفته میشود که ستون فقرات او در ناحیه پشت دچار خمیدگی یا برآمدگی غیرطبیعی شده باشد و در نتیجه قامت او حالت خمیده و دوتا پیدا کرده باشد. این حالت در پزشکی معمولاً با عنوان کیفوز شناخته میشود و به وضعیتی اشاره دارد که در آن بخش بالایی پشت به سمت بیرون قوس پیدا میکند. از نظر معنای لغوی، «گوژ» به معنای خمیده، کج یا برآمده است و ترکیب آن با «پشت» بهصورت «گوژپشت» یا «پشتگوژ» به طور مستقیم به فردی اشاره دارد که پشت او حالت غیرطبیعی و خمیده دارد. در کاربرد توصیفی، این واژه بیشتر برای بیان ویژگی جسمانی افراد، بهویژه در سنین بالا یا در شرایطی که ستون فقرات دچار تغییر شکل شده باشد، به کار میرود. در متون ادبی فارسی نیز این واژه علاوه بر معنای جسمانی، گاه به صورت استعاری و کنایی استفاده شده است و در برخی آثار کلاسیک، برای اشاره به مفاهیم گستردهتر مانند گذر زمان، پیری یا حتی در مواردی به عنوان نماد آسمان و فلک گردان به کار رفته است. این کاربرد استعاری نشان میدهد که واژه از یک توصیف صرفاً جسمانی فراتر رفته و وارد حوزه تصویرسازی ادبی شده است. در ادبیات کهن، بهویژه در شاهنامه و متون حماسی، چنین واژههایی برای ایجاد تصویرهای نمادین و هنری بسیار مورد استفاده قرار گرفتهاند. به طور کلی، «پشتگوژ» یا «گوژپشت» به معنای فردی با پشت خمیده یا قوزدار است که در برخی کاربردهای ادبی، معنای کنایی و استعاری نیز پیدا میکند.
پشت گوژ
لغت نامه دهخدا
پشت گوژ. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) رجوع به پشت کوژ شود.
جمله سازی با پشت گوژ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمانی برآراست از پشت گوژ پی و استخوان گشته همرنگ توز
💡 چنان زمانه جوان گشته در زمانهٔ او که پشت گوژ همین پشت قوس و میزان است
💡 وگر بیاید زآن گونه باز باید گشت که خان ز دشت کتر پشت گوژ و روی آژنگ