پشت سرهم

لغت نامه دهخدا

پشت سرهم. [ پ ُ ت ِ س َ رِ هََ ] ( ق مرکب ) دُمادُم. پیاپی. پی درپی. متتابع. متوالی. متوالیاً.

فرهنگ فارسی

پیاپی پی در پی متوالی.

جمله سازی با پشت سرهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دلیل تغییر ضخامت ماده کار در فرآیند نورد پشت سرهم سرعت ماده کار هم تغییر میکند و پس از هر پایه نورد افزایش می‌یابد، کنترل سرعت در این فرآیند اهمیت زیادی دارد. لغزش رو به جلو یک پارامتر مهم است که اغلب در مدل‌های کنترل سرعت نورد برای کارخانه‌های نورد گرم پشت سر هم استفاده می‌شود.

💡 باسیلوس‌ها باکتری‌هایی با عرض ۱ میکرومتر و طول ۳ تا ۴ میکرومتر و دارای انتهای چهار گوش هستند که به صورت یک زنجیر طویل پشت سرهم قرار می‌گیرند. اسپور در مرکز این باکتری‌ها قرار دارد. این اورگانیسم‌ها بی حرکت می‌باشند.

💡 این نوع داده ساختار بر خلاف آرایه‌های پویای ساده که داده‌های خود را در یک قسمت از حافظه به صورت پشت سرهم نگه می‌دارند، از یک آرایه از حافظه‌های مجزا (یا برگ‌ها) برای نگهداری عناصر اطلاعات استفاده می‌کند. هدف اولیه این داده ساختار کاهش عملیات کپی کردن درایه‌ها به علت تغییر خودکار اندازهٔ آرایه و بهبود الگوهای استفاده از حافظه است.

💡 ساختمان عمدتاً از دو قسمت اصلی تشکیل شده است که مابین آنها حیاط بوده و این دو قسمت با حجره‌هایی پشت سرهم در کناره‌های حیاط، به یکدیگر مربوط می‌شوند. در قسمت جنوبی ساختمان نیز حیاطی دیگر قرار دارد که درب اصلی ورودی ساختمان پشت این درب است.

💡 انیمیت مستقیم (یا ساده) از ابتدا تا انتها پشت سرهم و فریم به فریم متحرک می‌شوند، در حالی که در روش دوم انیمیت حالت به حالت (یا از ژستی به ژستی دیگر)، شروع کار با ترسیم فریم‌های کلیدی و سپس پر کردن فواصل با طراحی‌های بیشتر است.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز