پشت بست

لغت نامه دهخدا

پشت بست. [ پ ُ ب َ ] ( اِ مرکب )گلیمی یا شالی که برزیگران و باغبانان چیزی در آن نهند و بر پشت بندند. ( برهان قاطع ). || گلیمی که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید:
ستی پس پشت پشت بستی بستست
پیش بستی ستی بسی بنشست است.عنصری ( از لغت نامه اسدی ).

فرهنگ فارسی

( صفتاسم ) ۱- گلیمی یا شالی که برزیگران و باغبانان چیزی در آن نهند و بر پشت بندند. ۲- گلیمی که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید.

جمله سازی با پشت بست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنکه داشت آهن همه بر پشت بست وین بدان پر حواصل بر نشست

اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز