لغت نامه دهخدا
پس رفتن. [ پ َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) عقب رفتن. || تنزل ( مقابل پیش رفتن و پیش آمدن، ترقی ): دَعَسقَة...؛ پس رفتن. دغنجة؛ پس رفتن. ( منتهی الارب ).
پس رفتن. [ پ َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) عقب رفتن. || تنزل ( مقابل پیش رفتن و پیش آمدن، ترقی ): دَعَسقَة...؛ پس رفتن. دغنجة؛ پس رفتن. ( منتهی الارب ).
( مصدر ) ۱- عقب رفتن مقابل پیش آمدن. ۲- تنزل مقابل پیش رفتن پیش آمدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیر فرزندی که در عز و شرف از پس رفتن بود او را خلف
💡 وگر داند که تشریف قبول خدمتت یابد ستاند سایه از پس رفتن خصم تو بیزاری
💡 بنا کرد از پس رفتن به تعجیل عبادتخانه ای بر ساحل نیل
💡 چو برج طالعت نآمد ذنبدار ز پس رفتن چرا باید ذنبوار؟
💡 وز پس رفتن من غمدیده را شاد چبود نیم شادی هم نکرد