لغت نامه دهخدا
ویج. [ وَ ] ( ع اِ ) چوب فدان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). گاوجار. ( مهذب الاسماء ).
ویج. ( ص، اِ ) ویژ. ویژه.
- ایران ویج؛ ایران مرکزی. کشور ایران.
|| بیج. حرامزاده. سند.
ویج. [ وَ ] ( ع اِ ) چوب فدان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). گاوجار. ( مهذب الاسماء ).
ویج. ( ص، اِ ) ویژ. ویژه.
- ایران ویج؛ ایران مرکزی. کشور ایران.
|| بیج. حرامزاده. سند.
ویژه یا حرامزاده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم کُرد، اقوام آریایی تباری هستند که در تاریخ کهن ایران زمین، با توجه به پیشینه غنی تاریخی فرهنگی، بخشی پراهمیت و انکارناپذیر از تاریخ کهن ۸۰۰۰ ساله سرزمین ایران ویج را تشکیل دادهاست، کردها در سراسر ایران در استانهای کردستان، ایلام، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان شمالی، خراسان رضوی، گیلان، مازندران و استانهای البرز، قم، قزوین، زندگی میکنند.
💡 زادگاه زرتشت بر طبق کتاب اوستا در جایی به نام آریانم ویج به اوستایی آریَنَ وئیجَه بوده هست در یشتهای کهن که احتمالاً از یک تا چند قرن پس از گات ها نوشته شدهاست، چند جا از آریاویچ به عنوان محلی که زرتشت به فعالیت دینی می پردازد، نام برده شدهاست. در متن کتابی پهلوی به نام بندهش بند ۳۲ فصل ۲۰ و بند ۳ فصل ۳۲ زرتشت در آریانم ویج زاده شد است.