لغت نامه دهخدا
وهیزک. [ وَ زَ ] ( اِ ) سال سیزده ماهه که در سال شماری ایرانی در هر یک صدوبیست سال یک بار واقع میشد. ( یادداشت مؤلف ). بهیزک. ( مقدمه التفهیم ص قفد ).
وهیزک. [ وَ زَ ] ( اِ ) سال سیزده ماهه که در سال شماری ایرانی در هر یک صدوبیست سال یک بار واقع میشد. ( یادداشت مؤلف ). بهیزک. ( مقدمه التفهیم ص قفد ).
= بهیزک
💡 در معنی بهیزک که بهصورت وهیزک وهیجک و امثال آن هم آمده است میان محققان اختلاف است. گروهی به پیروی از وست آن را مبارک معنی میکنند و دیگران آن را کبیسه.
💡 وهیزکگیری پس از مدتی متروک شد. آخرین وهیزک در ماه آبان بود از این رو پنج روز اندرگاه پس از ماه آبان و پیش از ماه آذر قرار گرفت و پس از آن چون وهیزک نکردند پنج روز اندرگاه میان این دو ماه باقیماند. در مورد تاریخ ترک وهیزک اختلاف نظر وجود دارد. برخی آخرین وهیزک را در زمان پادشاهی یزدگرد اول دانستهاند. برخی آن را در گاهِ پیروز و جز آن. لیکن بیشتر آخرین وهیزک را در گاهِ پادشاهی یزدگرد اول میدانند.