وقم

لغت نامه دهخدا

وقم. [ وَ ] ( ع مص ) خورده شدن گیاه زمین یا سپرده شدن. || فرونشاندن جوشش دیگ را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || چیره شدن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ستم کردن. ( منتهی الارب ). || خوارکردن و شکستن و بازداشتن کسی را از حاجت و به زشتی بازگردانیدن و سخت اندوهناک ساختن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || عنان کشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). عنان کشیدن تا بایستد. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خورده شدن گیاه زمین یا سپرده شدن فرو نشاندن جوشش دیگ را

جمله سازی با وقم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا ۴۳طلبه دارد که عمدتا در مشهد وقم وقاین وبیرجند مشغول به تحصیل یا تدریس یا تبلیغ هستند.

💡 ازکوه‌های این بخش می‌توان کوه‌های شاهنشین، سیرالان، ساری گونی رانام برد رودخانه گوی اوزن وقم چقایا که ازسرشاخه‌های رودخانه قزل اوزن می‌باشند ازارتفاعات شمال غربی بخش کرانی (روستای شهرک وشریف کندی )سرچشمه می‌گیرند.

💡 وی از همان آغاز جوانی یعنی در سال ۱۳۸۸ هـ.ق. (۱۳۴۶ هـ ش) به تدریس بحث‌های عالی و خارج حوزه‌ای فقه و اصول و همچنین به تدریس تفسیر و اخلاق پرداخت در این میان شاگردان وی در حوزه علمیه نجف وقم اشتغال علمی دارند.

💡 عضو هیئت علمی و مدرس رشته حقوق در دانشگاه‌های تهران و اهواز وقم

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز