وسنگ

لغت نامه دهخدا

وسنگ. [ وَ س َ ] ( اِ ) لیمودارو باشد، و آن گیاهی است کوهی که از درزهای سنگ رویدو گل آن بوی لیمو میکند، و معرب آن وسنج است، و طبیعت آن گرم و خشک. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مصحف وشیگ. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به وشیگ شود.

فرهنگ فارسی

(اسم ) لیمودارو
لیمو دارو باشد و آن گیاهی است کوهی که از درز های سنگ روید و گل آن بوی لیمو میکند و معرب آن وسنج است و طبیعت آن گرم و خشک مصحف و شیگ

جمله سازی با وسنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه بابان یاور ۲ مربوط به دوره نوسنگی - مس وسنگ است و در شهرستان کرمانشاه، بخش کوزران، دهستان سنجابی، روستای بابان یاور واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۴۳۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

💡 تپه چغا میر حسن مربوط به مس وسنگ قدیم و میانی است و در شهرستان اسلام‌آباد غرب، بخش مرکزی، دهستان حسن‌آباد، ضلع جنوبی روستای شوان کارا واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۸۳۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه بندر آباد مربوط به مس وسنگ - مفرغ است و در شهرستان کرمانشاه، بخش ماهیدشت، دهستان ماهیدشت، ۱/۵ کیلومتری جنوب غرب روستای بندرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۷۴۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 نمای بیرونی منزل دارای دیوارهایی ساده از اجر وسنگ می‌باشد و بجز روزن‌های واقع در جبهه شرقی بنا که درطبقه دوم و برای تهویه راهروی واقع در این طبقه قرارگرفته اندوتز ئینات خون چینی سر در ورودی بنا تز ئینات دیگری در دیواره خارجی بنا دیده نمی‌شود

💡 قلب سختت سخت تر صدباره از پولاد وسنگ عهد سستت سست تر صدباره از بند ازار