لغت نامه دهخدا
ورم کردن. [ وَ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آماس کردن. آماسیدن. باد کردن. رجوع به ورم شود.
ورم کردن. [ وَ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آماس کردن. آماسیدن. باد کردن. رجوع به ورم شود.
آماس کردن آماسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خمیر ترکیب آرد و آب است، که از آن برای تهیهٔ نان و شیرینی استفاده میشود. معمولاً در هنگام تهیه خمیر به آن خمیرمایه اضافه میشود؛ خمیرمایه در واقع خمیری ترش حاوی مخمر است که باعث ورم کردن خمیر میشود که به نوبهٔ خود باعث بهتر شدن نان میشود. به خمیری که بدون استفاده از خمیرمایه تهیه شده باشد، فطیر میگویند.
💡 رایجترین شکل آن در دهان دامها رخ میدهد و مهمترین نشانهٔ آن ورم کردن زبان است که از دهان به بیرون میافتد و به هنگام لمس بسیار سفت حس میشود.