وافسردگی
مترادفها
افسردگی
لغت نامه دهخدا
وافسردگی. [ ف ِ س ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) باز آب شدن یخ. وارفتگی یخ.
فرهنگ فارسی
باز آب شدن یخ. وا رفتگی یخ
جمله سازی با وافسردگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علائم خارج هرمی و درمصرف طولانی مدت دیسکینزی دیررس، کاهش دمای بدن، افزایش وزن، خواب آلودگی، بیثباتی خلقی، رنگپریدگی، کابوس شبانه، بیخوابی وافسردگی ممکن است ایجاد گردد. آثار ضدموسکارینی نظیر خشکی دهان، احتقانبینی، یبوست، اشکال در دفع ادرار و تاریدید از عوارض شایع دارو هستند. کاهش فشار خون، عوارض چشمی، کهیر، آسم، تورم حنجره، تغییر رنگ پوست