لغت نامه دهخدا
یخ خوردن. [ ی َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) سردمهری کردن و افسرده دلی. ( غیاث ) ( آنندراج ).
یخ خوردن. [ ی َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) سردمهری کردن و افسرده دلی. ( غیاث ) ( آنندراج ).
سرد مهری کردن و افسرده دلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه بكّه به معناى شانه به شانه خوردن و تزاحم است.