اجراء کردن

همان «اجرا کردن»؛ صورت قدیمی‌تر یا نوشتاریِ هم‌معنا با انجام دادن، عملی ساختن، به کار بستن.

مترادف‌ها

انجام دادن، پیاده کردن، عملی کردن

متضادها

لغو کردن، ابطال کردن

جمله سازی با اجراء کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیریت باید دستورات صادر شده را با دقت و سرعت لازم به کار بگیرد تا فرآیند اجراء کردن برنامه‌های استراتژیک شرکت با موفقیت کامل همراه باشد.

💡 اجراء کردن صحیح پروتکل‌های ایمنی در محیط‌های صنعتی می‌تواند از بروز حوادث ناگوار و آسیب‌های جانی به کارگران در طول ساعات کاری جلوگیری کند.

💡 برای اجراء کردن یک پروژه بزرگ مهندسی، نیاز به هماهنگی دقیق میان تمامی بخش‌ها و تامین منابع مالی و همچنین داشتن نیروی انسانی متخصص است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران