لغت نامه دهخدا
هوس رانی. [ هََ وَ ] ( حامص مرکب ) دنبال هوس رفتن. کار هوس ران.
هوس رانی. [ هََ وَ ] ( حامص مرکب ) دنبال هوس رفتن. کار هوس ران.
💡 آنان را بر این منزلت چیره کرده بدین سان ضعیفان را به دست آنان سپردید که برخی را برده و مقهور خود شاخته و برخی را ناتوان و مغلوب زندگی روزمره کردند. در امور مملکت به رای خود تصرف میکنند و با هوسرانی خویش ننگ و خواری پدید میآورند. به سبب پیروی از اشرار و گستاخی بر خدای جبار.
💡 رمان برادران کارامازوف مربوط به دورانی از تاریخ روسیه است که به دلیل رسوخ فرهنگ اروپایی در روسیه، روحیه شکاکیت و پوچانگاری در طبقات بالای جامعه حاکم شدهاست و تبعات آن نابودی ارزشهای سنتی و رواج پولپرستی و هوسرانی است.