یورتگه
مترادفها
وطن، خانه، محل زندگی
لغت نامه دهخدا
یورتگه. [ گ َه ْ ]( اِ مرکب ) جای بودن و خانه. ( آنندراج ):
لیک اگر یورتگه ز عز سازند
هم از او خرگهیت پردازند.سنایی.از پناه حق حصاری به ندید
یورتگه نزدیک آن دز برگزید.مولوی.|| بعضی به معنی جای و چوکی نوشته. ( از آنندراج ). و رجوع به یورت و یورد شود.
جمله سازی با یورتگه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک اگر یورتگه ز عزّ سازند هم ازو خرگهیت پردازند
💡 ای دل از یورتگه سینه برون زن خرگاه کین ستون کرد مرا خیمه تن سست طناب