هوج

لغت نامه دهخدا

هوج. [ هََ وَ ] ( ع اِمص ) درازی با اندک گولی و سبکی و شتابزدگی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
هوج. ( ع ص، اِ ) ج ِ هوجاء.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به هوجاء شود.
هوج. ( اِخ ) دهی است از بخش ورزقان شهرستان اهر. دارای 119 تن سکنه، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله است. در دو محل به نام هوج بالا و پایین بنا شده و سکنه هوج بالا 60 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

جمع هوجائ

جمله سازی با هوج

💡 جیسون در سال ۱۹۹۶ با الیشا هوج ازدواج کرد و از دارای دو فرزند یکی ایزابل زاده ۱۹۹۹ و دیگری مکس متولد سال ۲۰۰۱ است.

💡 در ۱۷۵۹ میلادی، او با مارگارت هوج (۱۷۴۰ – ۱۷۸۰ میلادی) که دختر اندرو هوج (۱۷۱۱ – ۱۷۸۹ میلادی)، خواهر اندرو هوج و هاگ هوج و عمه کشیش چارلز هوج (۱۷۹۷ – ۱۸۷۸ میلادی) بود، در فیلادلفیا ازدواج کرد. قبل از مرگ مارگارت در ۱۷۸۰ میلادی، این زوج چندین فرزند داشتند، شامل:

💡 شنید این روان سام یل برنشست پری‌دخت در هوج زر نشست

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز