لغت نامه دهخدا
هندوبچه. [ هَِ ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) بچه سیاه. بچه هندی:
هندوبچه ای سازد از این ترک ضمیرم
زآن تا نشناسند بگرداند جلباب.خاقانی.
هندوبچه. [ هَِ ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) بچه سیاه. بچه هندی:
هندوبچه ای سازد از این ترک ضمیرم
زآن تا نشناسند بگرداند جلباب.خاقانی.
بچه سیاه بچه هندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو هندوبچه هین ای خواجهتاش رو ز محمود عدم ترسان مباش
💡 نمایان به رخسار خال سیاه چو هندوبچه بر به شبهای ماه
💡 دو سیه خال دو هندوبچه ماه سوار دو سر زلف دو جراره بیژاده شکر
💡 با هیچ مسلمانی نگذاشته ایمانی هندوبچه خالت در غارت ایمانها