لغت نامه دهخدا
هم گاه. [هََ ] ( ص مرکب ) هم عصر. ( آنندراج ). هم زمان. هم عهد.
هم گاه. [هََ ] ( ص مرکب ) هم عصر. ( آنندراج ). هم زمان. هم عهد.
هم عصر هم زمان
💡 در خزان هم گاه بگشاید دهان بلبل ولی کی بود آن نغمه کز وی در بهار آید پدید
💡 دست به هم داده بر آن سُر خوریم گاه به هم گاه ز هم بگذریم
💡 شده شاه بر تخت و برجای تو گرفته است هم تاج و هم گاه تو
💡 گهی در پیش ماه و گاه بر عرش گهی لوح و قلم هم گاه او فرش
💡 چند از ملامت ای غافل از من افتد ازاین ها هم گاه گاهی