هم زنجیر
مترادفها
همسرنوشت، شریک
لغت نامه دهخدا
هم زنجیر. [هََ زَ ] ( ص مرکب ) دو زندانی که هر دو را به یک زنجیر بسته باشند، یا دو دیوانه که در یک زنجیر کشند.
فرهنگ فارسی
یاد و زندانی که هر دو را بیک زنجیر بسته باشند یا دو دیوانه که در یک زنجیر کشند
جمله سازی با هم زنجیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای فزون از فکر و از تدبیر ما هم جنون ما و هم زنجیر ما
💡 تونی کرتیس در فیلم ستیزهجویان محصول ۱۹۵۸ به کارگردانی استنلی کریمر نامزد جایزه اسکار شد. او در این فیلم به همراه هم زنجیر سیاهپوست خود (سیدنی پوآتیه) از زندان فرار میکنند، اما سرانجام دستگیر و به زندان عودت داده میشوند.
💡 هم جنون خیزد از آن زلف دو تا هم زنجیر زآن گرفتار تو شد عاقل و هم دیوانه
💡 در این معمای بسیار پیچیده، اجزای مختلف سیستم باید مانند حلقههای هم زنجیر به یکدیگر متصل باشند تا بتوانند عملکرد صحیح خود را در محیط عملیاتی انجام دهند.
💡 اسیرانی که در آن زندان تاریک و متروکه بودند، با استفاده از زنجیرهای هم زنجیر به هم بسته شده بودند و هیچ راهی برای فرار نداشتند.
💡 چرخدندههای این ماشین بسیار عظیم با هم زنجیر به هم متصل شدهاند و کوچکترین خطا در حرکت یکی از آنها میتواند کل سیستم تولید را متوقف کند.