لغت نامه دهخدا
هم باد. [ هََ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح بنایان، دو پی یا دو قسمت از دیوارکه با هم برابر و از نظر عرض یا ارتفاع در یک سطح باشد. یک نواخت. ( یادداشت مؤلف ). یک اندازه. هم طراز.
هم باد. [ هََ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح بنایان، دو پی یا دو قسمت از دیوارکه با هم برابر و از نظر عرض یا ارتفاع در یک سطح باشد. یک نواخت. ( یادداشت مؤلف ). یک اندازه. هم طراز.
در اصطلاح بنایان دو پی یا دو قسمت از دیوار که با هم برابر و از نظر عرض یا ارتفاع در یک سطح باشد یک نواخت
💡 رویندگی آن کن کز خاک درش بینی هم آب رخ قیصر، هم باد سر خاقان
💡 که گوید حال زارم با تو هم باد که در عالم جز او محرم ندارم
💡 لیکن شکر آنکه شد آنرنج منقطع هم ابر درفشان شد و هم باد زرفشان
💡 هم آب در روانی و هم باد در روش هم سنگ در گرانی و هم موج در شنا
💡 هرگز نکند یاد من آن آهوی مشکین هم باد که بویی بهر ایام فرستد
💡 با حکم رایض تو بمیدان امتحان هم باد تیز تک شد و هم آب را هوار