هزینه کردن

لغت نامه دهخدا

هزینه کردن. [ هََ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرج کردن. صرف کردن مال و پول و جز آن: سرت را برگیرم و همه گنج خانه تو بر آتش خانه هزینه کنم. ( تاریخ بلعمی ). عمر خواسته بسیار فرستادتا برای آبادانی شهر هزینه کردند. ( تاریخ بلعمی ).
هزینه به اندازه گنج کن
دل از بیشی ِ گنج بی رنج کن.فردوسی.هزینه چنان کن که بایَدْت کرد
نباید فشاند و نباید فشرد.فردوسی.کاشکی او را از این شیرین روان مدح آمدی
تا هزینه کردمی در مدحش این شیرین روان.فرخی.بفزاید اگر هزینه کنیش
با تو آید به روم و هند و حجاز.ناصرخسرو.تاش آن صلات و مبرات بر طبقات لشکرخویش هزینه کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
ناورم رخنه در خزینه کس
دل دشمن کنم هزینه و بس.نظامی.رجوع به هزینه شود.

جمله سازی با هزینه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شرایطی که درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده نفت با شوک مثبت رو به رو می‌شود هزینه کردن کامل آن در یکسال در میان مدت آثار معکوسی از خود به جای می‌گذارد و در قالب بیماری هلندی به فعال سازی مکانیسم‌های معیوب اقتصاد منجر می‌شود.

💡 امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا برای کاهش مصرف آب در تولید بسیاری از گیاهان از شیشه‌خانه‌ها (گلخانه‌ها) استفاده می‌کنند که جلوی خروج بخار آب از گلخانه را می‌گیرد. عموماً این گلخانه‌ها از جنس پلاستیک شفاف و داربست لوله گالوانیزه ساخته می‌شوند. در شرایطی که کمبود آب و نیاز فراوان به غذا باشد، می‌توان با هزینه کردن برای ساخت گلخانه از آب بهره بسیار بیشتری برای تولید محصول کشاورزی کرد.

💡 علاوه بر این، هزینه توسعه پایگاه‌های وب و میزبانی آن‌ها در طول این دوران به شکل شگفت‌انگیزی کاهش یافته‌است. امروزه به جای هزینه کردن ده‌ها هزار دلار، یک توسعه دهنده وب می‌تواند یک وب‌گاه ساده را با کمتر از 500 دلار توسعه دهد که میزان این مبلغ بستگی به پیچیدگی و مقدار محتوای آن دارد.

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز