نزاله

لغت نامه دهخدا

( نزالة ) نزالة.[ ن ِ ل َ ] ( ع اِ ) سفر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( المنجد ). || ضیافت. ( از اقرب الموارد ). گویند: کنا فی نزالة فلان؛ أی فی ضیافته. ( اقرب الموارد ). || گویند: فلان من نزالة سوء؛ هرگاه که پدر او لئیم بود. ( ازاقرب الموارد ) ( از المنجد ). که تبار او پست باشد.
نزالة. [ ن َ ل َ ] ( ع مص ) درشت و صاف گردیدن زمین چنانکه به اندک باران سیل روان گردد از وی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). سیلان کردن زمین بر اثر اندک بارانی به علت صلابت و سختی آن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
نزالة. [ ن ُ ل َ ] ( ع اِ ) آب نر که فروریزد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). آب منی مرد. ( فرهنگ خطی ).

فرهنگ فارسی

درشت و صاف گردیدن زمین چنانکه به اندک باران سیل روان گردد از وی.

جمله سازی با نزاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 متروی کی‌یف دوباره به‌طور کامل فعال شد، از جمله ایستگاه میدان نزاله ژنوستی که در ۲۴ فوریه دوباره شروع به کار کرد.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز