نخلبن

لغت نامه دهخدا

نخلبن. [ ن َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) درخت خرما. ( آنندراج )( غیاث اللغات ). خرمابن. ( ناظم الاطباء ):
چو دور افتد از میوه خور میوه دار
چه خرما بود نخلبن را چه خار.نظامی.چو سقراط راداد نوبت سخُن
رطب ریز شد خوشه نخلبن.نظامی.ز یک قابله چند زاید سخن
چه خرما گشاید ز یک نخلبن ؟نظامی.

جمله سازی با نخلبن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وز آنجا به خرماستانی پرید به شاخ یکی نخلبن آرمید

رقیق یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز