لغت نامه دهخدا
نخل بالا. [ ن َ ] ( ص مرکب ) که قد او در رسایی چون نخل بود. مستقیم اندام. تناور. بلندقد. بالابلند:
سر زنگی نخل بالا فتاد
چو زنگی که از نخل خرما فتاد.نظامی.
نخل بالا. [ ن َ ] ( ص مرکب ) که قد او در رسایی چون نخل بود. مستقیم اندام. تناور. بلندقد. بالابلند:
سر زنگی نخل بالا فتاد
چو زنگی که از نخل خرما فتاد.نظامی.
که قد او در رسایی چون نخل بود بالا بلند بلند قد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر زنگی نخل بالا فتاد چو زنگی که از نخل خرما فتاد