نای گلو

لغت نامه دهخدا

نای گلو. [ ی ِ گ َ / گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حلقوم. ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). حنجره.( ترجمان القرآن ). حنجر حلق. قصبةالمری:
اولین دام در ره آدم
هست نای گلو و طبل شکم.سنائی.از تلخ گواری نواله م
در نای گلو شکست ناله م.نظامی.

فرهنگ فارسی

حلقوم حنجره.

جمله سازی با نای گلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر پی طبل شکم و نای گلو این رقص زنخ به ضرب دندان تا کی

💡 بهر نای گلو و طبل شکم چند باشی به جنگ غصه دژم

💡 اوّلین بند در رهِ آدم بود نای گلو و طبل شکم

💡 مهترین بند هست نای گلو کُندت طبلِ بطن شش پهلو

💡 یعنی که خور رفت از علو در جدی چون دف دو رو تا جدی را نای گلو شد ز آتش خور سوخته

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز