لغت نامه دهخدا
مهمان پرستی. [ م ِ مام ْ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل مهمان پرست:
کمربندد و چرب دستی کند
بصد مهر مهمان پرستی کند.نظامی.در این آرزو هیچ بیغاره نیست
ز مهمان پرستی مرا چاره نیست.نظامی.
مهمان پرستی. [ م ِ مام ْ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل مهمان پرست:
کمربندد و چرب دستی کند
بصد مهر مهمان پرستی کند.نظامی.در این آرزو هیچ بیغاره نیست
ز مهمان پرستی مرا چاره نیست.نظامی.
عمل مهمان پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز و شب مهمان پرستی فرض داند چون نماز کفر داند گر درم را یک شب او مهمان کند
💡 در این داوری هیچ بیغاره نیست ز مهمان پرستی مرا چاره نیست